تبلیغات
خط پایان - مشکل من،مشکل خودم است؟
تاریخ : چهارشنبه 26 مرداد 1390 | 02:07 ب.ظ | نویسنده : سید محمد جواد اشرف زاده

«مشکل من،مشکل خودم است؟»

چند وقت پیش بود که داشتم تله فیلمی را ار شبکه یک تماشا می کردم.درخلال این فیلم بود که بازیگر نقش اول زن این مجموعه جمله ای را خطاب به صاحبکارش گفت که انصافاً خیلی تکانم داد و به نوعی فاصله ی بوجود آمده بین اقشار جامعه مان را به خوبی به نمایش گذاشت.

جمله ای که بسیار برای من التهاب آور و معنادار بود و شاید ارتباطات گسسته شده ی یک جامعه ی روبه مدرنیسم را به نمایش در می آورد این بود:«مشکل من مشکل خودم است.» این موضوع فراتر از این است که تنها در جامعه ی جهان سومی ایران بخواهد بررسی شود.این جمله بیانگر معضلی است که کشورهای جهان اول و دوم با آن دارند دست و پنجه نرم می کنند و کشورهای جهان سومی هم دارند با آن(اندک اندک) مواجه می شوند .

این جمله در نگاه اول یک گفتار ساده است اما اگر کمی در آن دقیق شویم به نکات جالبی می رسیم از جمله اینکه اگر مشکلی برای کسی پیش بیاید دیگر بشریت و روح لطیف انسانیت کشته خواهد شد و مهم نیست چه بلایی قرار است سرِ فرد دچارشده به مشکل پیش بیاید و شاید این جمله حاکی از واقع بینی یک فرد است که وقتی می بیند مردمان جامعه اش آنقدر در مشکلات خویش غرق شده اند که جایی و زمانی برای اختصاص دادن به مشکل وی ندارند.

«مشکل من مشکل خودم است» بیان یک واقعیت جامعه ی روبه مدرنیسم است که سعی در کشتن عاطفه ها دارد و دیگر مجالی برای مشکلات دیگران باقی نمی گذارد.

ازسوی دیگر مردمان این جامعه هرروز، بیشتر و بیشتر روبه جهنمی می روند که دیگر،دیگران برای آن ها اهمیتی ندارد یا نمی توانند اهمیتی قائل شوند!!

اندکی تأمل کنید
شاید جایی برای درنگ باشد

 

smja




طبقه بندی: دستنوشته، فرهنگی،
برچسب ها: تله فیلم، مشکل من، جامعه ی رو به مدرنیته، اضمحلال عاطفه، سقوط انسانیت،