تبلیغات
خط پایان - شخصیت ایرانی از نگاه محمود سریع القلم
تاریخ : چهارشنبه 8 تیر 1390 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : سید محمد جواد اشرف زاده

شخصیت ایرانی:

تاریخ دو قرن اخیر حاکی از این واقعیت است که ایرانیان چه در سطح مدیریتی و چه در سطح روشنفکری مشکل «تشخیص موقعیت و وضعیت» خود را داشته اندبالاخره هر چه سریعتر ما باید ارتباط منطقی میان سه منبع هویتی دینی، ایرانی و جهانی خود را روشن کنیم. حتی پیشرفت عادی به این سازگاری نیاز دارد. به واسطه چند لایه بودن منابع هویت فرهنگی ما، پیوسته تمایلی وجود داشته که همه این منابع را همزمان حفظ کنیم ضمن اینکه از فرصت های جهانی نیز بهره مند شویم. درحالیکه کشورهایی مانند مالزی، چین، کره جنوبی و برزیل توان تطبیق و همگون سازی میان منابع داخلی و بین المللی را پیدا کرده اند، ما چنین توانایی را کسب نکرده ایم. دلیل بسیار روشنی در این ارتباط وجود دارد. زمینه های  تلفیق و تطبیق میان آنچه در سطح جهانی به لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی رایج است با هویت دینی و اصول اسلامی سهل الوصول نیستابعاد اخلاقی و عبادی اسلام نیز در مالزی حاکنیت پیدا کرده و زیربناهای فلسفی، سیاسی و اصولا جهان بینی دینی در مالزی عمومیت پیدا نکرده است. انطباق مالزی با محیط بیرونی به راحتی صورت پذیرفته است. واقعیت این است که وقتی یک فرد مسلمان به منابع هویتی خود می اندیشد بومی خواهد بود و هنگامی که بخواهد ساختار اجتماعی، مدیریت اقتصادی، معاش و تکنولوژی خود را سامان دهد به شدت جهانی خواهد بود. با تداوم حاکمیت همه جانبه غرب بر صحنه جهانی، این تناقض فکری و رفتاری و الگویی همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.در حالیکه اعراب میان دین و ملیت آشتی و شاید یکپارچگی بوجود آورده اند، به دلایل مختلف سیاسی و فکری، ایرانیان تا به حال نتوانسته اند این دو منبع هویتی را به صورت معناداری تبدیل به یک سیستم مشخص و با ثبات فکری کنند. البته خلقیات قبیله ای ایرانی در حذف غیرخودی و بیگانه دیدن به کسی که «صد در صد» با او همراه نیست، در عدم موفقیت این پیوند نقش اساسی ایفا کرده است.
ایده آلیسم نیز نقش مهمی در صحیح و منطقی فکر نکردن داشته است. اینکه ما در کجای تاریخ قرار داریم و جهان اطراف ما در چه شرایطی است و چگونه می توان میان این دو انطباق برقرار کرد و آهسته و با مطالعه و به صورت ترتیبی و پله ای از وضع موجود به وضع مطلوب حرکت کرد، حتی در پیچیده ترین عناصر سیاسی و فکری ضعیف بوده است. فهم وضع موجود و فهم منافع خود فضیلت فکری مهمی است. دیرینه بودن فرهنگ استبدادی و بی توجهی به علم و روش علمی و تفکر علمی از دلایل مهم این وضعیت عدم درک شرایط است.
شاید ریشه ای تر از ایده آلیسم، مشکل تنبلی در تفکر اصولی نهفته است. اگر جنگ های ایران و روسیه صورت نمی گرفت، رجال ایران عصر قاجار به فکر بازسازی ارتش و علل سیاسی شکست نمی افتادند و در سال های اخیر اگر اهمیت نفت و منابع درآمد ملی نبود، به فکر بازسازی روابط با عربستان و اروپا نمی افتادیم. چرا تا این حد سینوسی عمل می کنیم؟ چرا مرتب روش و سیاست و گرایش های خود را تغییر می دهیم؟ چرا با این همه هوش وتوانایی و امکانات قابل توجه نتوانسته ایم هنوز یک سیستم منظم و با ثبات اجتماعی بنا کنیم؟...
سوال اساسی در مورد ایران اینست که وقتی می گوییم باید ساختارها را متحول کنیم ترتیب تحول در کدام ساختارها اهمیت دارد؟ به نظر نویسنده، تا ساختارهای منتهی به شخصیت را تغییر ندهیم، ساختارهای سیاسی و اقتصادی متحول نخواهد شد. در غرب، ساختارهای سیاسی و اقتصادی مانند بولدوزر، مردم را منطبق با منطق ساختارها کرده اند. در کشورهای در حال توسعه و ایران، ساختاری خاص که فراگیر بوده و جواب دهد نساخته ایم و اگر ساخته ایم، خلقیات و شخصیت ما را تغییر نداده است. درکشور ما هرچند گروه های مختلف با افکار گوناگون وجود دارد، ولی جالب توجه اینست که این افکار مختلف منتهی به خلقیات و شخصیت متفاوت نشده است و در واقع با شرایطی روبرو هستیم که گروه های مختلف اما با شخصیت های مشترک با یکدیگر رقابت می کنند. در جامعه ما کشش عجیبی برای تبعیت وجود دارد. استدلال و منطق فرد مهم نیست، خود فرد مهم استبه عقیده نویسنده، شخصیت و خلقیات افراد مهم تر از افکار آنهاست. انسان متحول با مطالعه، مشورت، مشاهده و تامل می تواند افکار خود را تغییر دهد ولی شخصیت جنس پایدارتری دارد و سخت تر متحول می شود. برای شناخت یک جامعه باید به سراغ شخصیت افراد آن جامعه رفت. سرمایه ژاپن و آلمان، انسان های قاعده مند، مسئولیت پذیر، پرکار و نوآور آنهاست. طبعا مشکل در سرزمین، خاک، نفت و حتی خارجی ها نیست، زیرا بعد از انقلاب اسلامی، عناصر خارجی در تنظیم سیاست های کلان و هدایت امور جامعه هیچ نقشی نداشته اند. اینکه نمی توانیم سیستمی بنا کنیم و مشکلات ما هنوز پابرجاست، علت یابی ها را باید چگونه باید طراحی کنیم؟ آیا مساله در افکار و گرایش های ماست یا اینکه ما ایرانی ها نمی توانیم با هم کار کنیم، یکدیگر را قبول کنیم، به هم احترام بگذاریم، تفاوت های یکدیگر را بپذیریم، یکدیگر را تضعیف نکنیم. به همدیگر گوش نمی دهیم، جوپذیر هستیم و به راحتی تغییر روش و مرام می دهیم... به کسی که در باند خودمان است ارج می نهیم، ولی حق شهروندی افراد پیاده را در خیابان ها نادیده می گیریم، به ملایم ترین نقد ها، عکس العمل های کهکشانی نشان می دهیم، در تعریف کردن های بی جا هنرمند ترین افراد هستیم، موفقیت افراد را نادیده می گیریم. در دوستی،ارتباط و کار، همه چیز را یک طرفه می خواهیم و سهم خود را به خاطر تنبلی و بی توجهی به دیگران ایفا نمی کنیم، در خودانتقادی بسیار ضعیف هستیم، خیلی حرف می زنیم و کم فکر می کنیم، بسیار با هوش و در عین حال کم تدبیر هستیم، قبلا عواقب حرف هایی را که می زنیم و کارهایی را که می کنیم نمی سنجیم. خود را بی اندازه مهم می دانیم و چندین برابر آنچه هستیم نشان می دهیم، حوصله نداریم برای جواب گرفتن در کاری ده سال وشاید پانزده سال صبر کنیم، علیرغم اداهای عرفانی و معنوی، عجیب به مال و سمت و مقام و موقعیت و دنیا علاقمندیم و همه چیز را با هم می خواهیم...
آیا این خلقیات و روحیات مسایل فکری هستند یا شخصیتی و تربیتی؟ آیا این خلقیات مانع توسعه سیاسی یااقتصادی است و یا تقابل گفتمان ها؟
تمدن غرب دو سرمایه عظیم در اختیار دارد: اول فرهنگ ایجاد سیستم و ساختار و دوم فرهنگ نقد و تجدید نظر در افکار و روش ها. هر دوی اینها ریشه های تربیتی و شخصیتی دارد. اگر قرار بود با بحث و گقتمان ها، تحولاتاساسی در یک جامعه صورت پذیرد، در دوره مشروطه ایران باید متحول می شد
مشکل ما ترکیبی از بحران شخصیتی و افکار غیر منطقی است. بزرگترین خدمتی که یک مدیر، یک اندیشمند، یک رییس جمهور و یک نماینده مجلس میتواند برای ایران و ایرانی انجام دهد این است که در تحول شخصیتی ایرانیان اهتمام ورزد. ما به یک ایرانی جدید نیاز داریم؛ یک ایرانی وظیفه شناس، مسئولیت پذیر، حدشناس، منصف، پرکار، متدین بدون هیاهو، با حس تعلق به سرزمین، قدرشناس، انتقادپذیز، جوناپذیر، مطمئن از خود، خود اتکا، کم سخن، کم ادعا و خودشناس. شخصیت متعادل، افکار متعادل را مهمان خود خواهد کرد. شخصیت مقدم بر افکار است...

*دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان،عضو کمیته پژوهشهای دانشجویان


منبع:
محمود سریع القلم، عقلانیت و آینده توسعه یافتگی ایران، چاپ دوم، انتشارات مرکزپژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه،1381.

 




طبقه بندی: دیگر، نیش و کنایه، فرهنگی،
برچسب ها: شخصیت ایرانی، محمود سریع القلم، موانع،